محدثه جونمحدثه جون، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 2 روز سن داره

محدثه؛فرشته کوچولوی ما

اخر هفته ای شاد؛

خانمی ناز ما؛ پنج شنبه 92/03/23 ب همراه مامان مرضی،عمو وحید و عمه الهام و ماهان جون رفتیم ویلا باغ کرج تا جمعه اونجا بودیم کلی حال داد. شما و ماهان خوشگله حسابی بازی کردید و شاد شاد «گلم همیشه شاد باش چون شاد بودن حق توست.» و در کنار ماهان، گل پسر عمه خانم و در آخر هم... (انجام تکلیف ملی) دوست داشتن تو،مثل خود نفس کشیدن است. ...
26 خرداد 1392

عیدی بزرگ با هدیه بزرگ؛

دختر خوب و قشنگم؛ به بهانه فرارسیدن عیدبزرگ مبعث برایت می نویسم: مبعث حضرت محمد (ص): حضرت محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب (ص) ، آخرین پیامبر الهی است ، که برای هدایت بشر و راهنمایی دایمی انسان ها ، از سوی پروردگار سبحان برانگیخته شد . نام مبارکش : محمد . در تورات و برخی از کتاب های آسمانی ” احمد ” نامیده شده است . دختر قشنگم عید بر شما و همه کوچولوهای عزیز مبارک و اما دخترم، این عید بزرگ برای ما خاطرات خوبی دارد: در سال 84 در چنین شبی (شب عید مبعث) پیوندی آسمانی بین من و باباجون برقرار شد در سال 91 هم در چنین شبی خداوند بهترین هدیه را به ما عطا و ما را لایق امانتداری کرد پس دخترکم یه جورای...
17 خرداد 1392

پدر؛بودنت یعنی حضور سبز عشق...

ا ی پدر بوی شقایق می دهی                             عاشقی را یاد عاشق می دهی با تو سبزم، من بهارم، ای پدر                              هر چه دارم از تو دارم ای پدر  دخترم بابایی عاشقته همیشه داره بتو فکر میکنه ازت میخوام همیشه بهش احترام بذاری و قدر بودن در کنارش رو بدونی امیدوارم با هم مثل دو تا دوست باشید دختر که باشی میدونی اولین عشق زن...
2 خرداد 1392

یازده ماه شادمانی؛

محدثه جان: از امروز وارد یازدهمین ماه زندگی زیبا و قشنگت شدی و در واقع یک ماه دیگر تا آن روز به یادماندنی، از امروز شمارش معکوس تا روز تولد فرشته بهشتی ما " محدثه " یکی یدونه مامان و باباش شروع شد دردونه ما؛ داری کم کم به اون مرحله ای نزدیک میشی که صدا کنم: محدثه خانم بشین! محدثه  خانم نرو! محدثه  خانم ندو! محدثه  خانم مواظب باش!  اما حقیقت اینه. اینقدر باید بدوی، زمین بخوری و بلند شوی تا برای روزهای سخت زندگی قوی شوی 2تا خبر: اول اینکه:کلی حرکات و کارهای جدید به حرکات قبلی اضافه کردی و کمی هم شیطونتر (البته از نوع شیرینش) دوم اینکه: پنج شنبه رفتیم تولد فاطمه کوچولو که حا...
30 ارديبهشت 1392

یک روز با یار مهربان!

محدثه جونم؛ امروز من و شما به همراه بابا جونی رفتیم یه سری به نمایشگاه کتاب که همه ساله در تهران برگزار می شه زدیم.خدارو شکر شما هم سرحال و شاد و خوشحال کتابهارو دیدی و ی چندتایی هم خریدی. دخترک نازم؛ تابزرگ بشی و خودت بتونی این کتابهارو بخونی من برات می خونم بعد هم خودت که یاد گرفتی بخون و لذت ببر.... . از کتاب چیزهای زیادی یاد می گیری عزیزکم. یه چندتایی هم عکس گرفتیم که مشاهده بفرمایید:  (کدوم یکی رو بخرم!!!)  (یه کتاب می خوام بخرم اگه اجازه می دید!!!)    (در آخر یه بستنی اونم از نوع میهن و البته آقا مهربونه یه لیوان هم به من هدیه داد.)     (به اند...
21 ارديبهشت 1392

گردش،تفریح و شادی؛

فرشته شیرین" محدثه "؛ امروز یک روز آفتابی با هوای خیلی خوب و بهترین فرصت برای صرف یک ناهار حسابی به همراه تفریح و شادی در پارک ما هم به همراه باباحاجی و مامانجون، دایی مهدی و خاله فاطمه رفتیم به یکی از پارکهای زیبا. برنامه های متنوعی داشتیم مثل: دوچرخه سواری والیبال،خوردن بستنی و یه بازی حسابی در "قلعه شادی" حسابی به همه ما خوش گذشت و شما هم مثل همیشه حسابی حال کردی. خداروشکر که به شما خوش گذشت عزیزکم و البته ناگفته نماند که ششمین مروارید قشنگت هم سر و کله اش پیدا شد.  (مبارک باشه گلم )   (چی میل دارید خانم خوشگله!!!)   (راحت شدم آفتاب داشت اذیتم می کردا !!)    ...
13 ارديبهشت 1392

فقط برای تو مادرم؛

"ماما" خوب و نازنین؛ بابایی از حال و هوای این روزها برایم گفت که متعلق است به خانم حضرت زهرا (س) و نامگذاری شده به نام روز مادر. منم گفتم باباجونی کمکم کن این مطلبو خودم برای مامان جونم بنویسم: نمیدانم از مهر و محبتهایت تشکر کنم یا از احساسات پاکت، از سوختن تو و روشنایی زندگیم، ولی این را می دانم که عشق تو به من یک عشق واقعی است و به خاطر همه خوبیهایت و از اینکه روزهایم را پر از شادی و خوبی می کنی ممنونم، و من با زبان کوچکی و بچه گانه ام می گویم: مادر عزیزم روزت مبارک مادرم … قدمهایت را بر روی چشمانم بگذار تا چشمانم بهشت را نظاره کنند … ...
11 ارديبهشت 1392