محدثه جونمحدثه جون، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 1 روز سن داره

محدثه؛فرشته کوچولوی ما

شمال و این بار ماسال

عزیز دلم؛ از اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۱ ی تصمیم جدید در زندگی گرفتیم که بیاییم و یک ویلا در شمال اجاره کنیم تا بتوانیم همیشه بیاییم و از طبیعت زیبای اینجا استفاده کنیم. خلاصه با باباحاجی و دایی مهدی اومدیم و یک جای بسیار دنج و باصفا در شهر زیبای ماسال- نیلاش محله_ روستای پشد_ اجاره کردیم و حالا هر دوهفته یکبار و مواقعی ک تعطیلی داشته باشیم، می‌آییم و از اینجا لذت می‌بریم. البته اینجا خاطرات زیادی برامون بجا گذاشته ک خودت قراره بنویسی 😡😡 ...
14 بهمن 1401

سفر به یزد

عزیز دلم؛ بهمن ماه ۱۴۰۰ ی سفر خوب و دل انگیز داشتیم به شهر زیبای یزد. زمان سفر چهار روز بود و خیلی خیلی برای هممون لذت بخش و شیرین بود و در خاطرمان ماندنی شد، در این سفر ی نصف روز رو تو کویر سپری کردیم. کویر زیبای کاراکال در شهر بافق یزد، واقعا زیبا و دیدنی. ناهار روز بعد را در یک مکان زیبا و دوست داشتنی به نام باغ صدری زدیم بر بدن😋😋 خلاصه بسیار به یادماندنی شد. ...
14 بهمن 1401

یادآوری سالهایی ک ننوشتم

سلام دختر عزیزم؛ ی وقفه طولانی برای نوشتن مطالب مهم و ثبت خاطرات شما افتاد ک از صمیم قلبم از شما معذرت خواهی میکنم. عزیز بابا و مامان، توی هفت سالگی تا هشت سالگی شما اتفاقات خوب و شیرینی افتاد ک به مهمترین هاش اشاره میکنم: *رفتن به باشگاه در رشته کاراته *رفتن به کلاس اول و دوم و قبولی با نمرات و نتایج عالی *علاقه شدید به بازی با عروسک باربی ک انواع مختلف این عروسک هم داشتی و البته داری *علاقه زیاد به بازی با تبلت و گوشی و چرخیدت تو روبیکا *رفتن به مسافرت‌های مختلف و شهرهای ایران عزیزمون *ی دوره خیلی سخت هم تجربه کردیم و آن دوره منحوس کرونا بود. دنیا از سال ۹۸ درگیر یک ویروس به اسم کرونا شد و در سال ۱۴۰۰ خانواده ما د...
10 بهمن 1401

دختر کاراته باز

دختر عزیز ورزشکار من. از سال ۹۶ همزمان با ورود به کلاس اول ابتدایی وارد باشگاه کاراته شدی و شروع به تمرین و ورزش.. ادامه دادی تا الان که به کمربند آبی نائل شدی. سه دوره مسابقه کشوری و استانی شرکت کردی و موفق به کسب مقام سوم استانی و اول کشوری شدی و افتخاری بزرگ برای ما.. عزیز بابا و مامان، انشاالله کسب موفقیتهای بهتر و بیشتر ...
10 بهمن 1401

سفر قشم مامان

من محدثه فرشته کوچولوی مامان و بابام هستم حالا ۱۱ ساله شدم و میخوام خودم خاطراتمو ثبت کنم. ممنون از ثبت خاطرات گذشته توسط مامان و بابام. امروز شنبه هشتم بهمن ماه ۱۴۰۱ مامانم از ی سفر پنج روزه قشم به سلامتی برگشت و برام کلی سوغات آورد. عکسها را ببینید. ...
8 بهمن 1401

شب یلدا ۱۴۰۱

مهربون ما؛ شب یلدا که آغاز یک زمستان سرد و بلند است، همه ساله دور هم جمع می‌شویم و این شب را با هم سپری میکنیم تا یادمان باشد، در بلندترین شب سال حتی برای یک یا دو دقیقه، ‌کسانی هستند که باید بیشتر قدرشان را بدانیم و بیشتر باهم باشیم در واقع یک دقیقه بیشتر دوست داشتن را تمرین کنیم. امسال هم نوبت خانه باباحاجی بود، رفتیم و خوش گذروندیم. ...
30 آذر 1401

تولد ۱۰ سالگی

عزیز دل بابا! میلاد تو رابه تک تک گل‌هاي‌ دنیا تبریک می گویم ولی میدانم همه ی‌شان حسودی می کنند، چون تو تنها گل باغچه قلب من هستی. اکنون که به مرحله جدیدی از زندگی رسیدی، اکنون که سن و سال شما دو رقمی شد و وارد ۱۰ سالگی شدی، خدا را شاکرم و امیدوارم در این محله از زندگی شادباشی و در کارهایت موفق.. امسال جشن تولد شما ی جشن تولد خاص بود... اول سینما ی سالن خصوصی در لوتوس مال و بعد خرید از پاساژ لوتوس مال و در آخر جشن سوپرایز و شام در کافه آکواریوم پیروزی تهران... خیلی حال داد و شما حسابی متعجب و ذوق زده و ما موفق شدیم سوپرایز کنیم.. تولدت مبارکمون اینم عکس با داداش جون ...
27 خرداد 1400

انیمیشن بنیامین

بنیامین انیمیشنی به کارگردانی و نویسندگی محسن عنایتی و تهیه‌کنندگی مصطفی حسن آبادی محصول سال ۱۳۹۷ است. تمام مراحل ساخت این انیمیشن توسط هنرمندان کاشان و در این شهر انجام شده است. دیماه سال ۱۳۹۸ مامانی و داداش و گذاشتیم خونه و من و شما رفتیم سینما برای دیدن این انیمیشن زیبا خوش گذشت و عالی. چون داداش کوچیک بود و شیرخواره نبردیماااا ...
29 دی 1398

تولد ۸ سالگی دختر کفشدوزکی

دخترم همیشه تو بودی و از وقتی دنیا آمده‌ای، معنادارترین چیزی که در زندگی ما وجود دارد، لبخندهای زیبا و دوست‌داشتنی تو است. نمی‌دانم اگر تو نبودی، ما چگونه زندگی می‌کردم. ممنونم که به زندگی ما روشنی بخشیدی. یک بار دیگر تولدت مبارک. از طرف بابا و مامان که بی‌نهایت دوستت دارد. این تولد به خاطر علاقه زیاد شما به انیمیشن دختر کفشدوزکی با همین تم برگزار شد. ...
28 خرداد 1398

کلاس اول

دختر عزیزم محدثه جونی وااای باورم نمیشه که اینقدر بزرگ شدی و به کلاس اول میری. روزی که تو به دنیا امدی همش تو این فکر بودم که دختر نازم کی بزرگ میشه و به مدرسه میره با همین فکر قند تو دلم آب شد که با لباس فرم راهی مدرست میکنم،موهاتو میبافم صورت کوچولوت میره زیر مقتعه اصلا من هستم اونروز ،زنده ام؟؟؟ امروز اون روزه یکی از روزهای خاطره های دور من دختر ناز مامان و بابا  به امید دیدن روزهای افتخار آفرینت هیچ وقت یادت نره مامانی که همه چیز ومن و بابا برای تو میخوایم و همیشه تو همه شرایط پشتتیم عشق مامان   عزیز دلم روز اول مدرسه بابا جون مرخصی گرفت که دختر گلشو راهی مدرسه کنه.مامانجون و خاله فاط...
1 مهر 1397