محدثه جونمحدثه جون، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 2 روز سن داره

محدثه؛فرشته کوچولوی ما

این روزهای فرشته کوچولوی ما

دخترک عزیزم؛ این روزهها ماشالله اینقدر شیرین زبونی و کاراهای باحال انجام میدی که دل من وبابایی و حسابی بردی البته دل ما رو به تنهایی نه حتی دل بقیه هم با کارای شما آب میشه. عسل مامان عاشق آب بازی و همون ظرف شستن هستی تا من میخوام برم ظرف بشورم میایی میگی مامان "لیبان خالی کنم" یعنی "لیوان آب کنم و تو ظرفشویی خالی کنم" قربونت برم اینقدر قشنگ میگی که دلم ضعف میره و سریع یه صندلی میزارم کنار ظرف شویی کلی آب بازی میکنی. یکی دیگه از کاراهایی که خیلی لذت میبری اینه که به بابا محمود گیر میدی که "باها محمود" بریم تو اتاقم ومیگی منو بزار بالای کمدم و عروسکارو میندازی پایین که اس...
13 ارديبهشت 1393

22ماهگی فرشتمون

سلام به محدثه خانم شیرین زبونم دخترکم واقعا دیگه برای خودت خانومی شدی.دوماه دیگه دو ساله میشی.الهی مامان به فدات بشم که روز به روز شیرین زبون تر میشی دیگه همه ی کلمات رو کاملا میگی و کلی هم شعر بلدی بخونی عزیزم.راستی مامانی سوره ی قل هو الله رو هم بلدی.حالا اینا همه رو تو یه پست دیگه کامل برات توضیح میدم . دیروز به مناسبت 22 ماهه شدنت بابا محمود از شیرینی فروشی حبیب یه کیک خیلی خوشگل و خوشمزه خرید و به اتفاق باباحاجی و مامان جون و دایی مهدی و خاله فاطمه و نیکا جونی رفتیم توی پارک و یه جشن کوچولو برات گرفتیم.خیلی خوش گذشت و کلی حال کردی عسلم.ایشالله که همیشه شاد باشی دخترکم. 22ماهگیت مبارک عشقم  الهی دورتون ب...
29 فروردين 1393

روز طبیعت در سال 93؛

سلام به شما قشنگترین برگ زندگی ما؛ محدثه اول برای شما از روز طبیعت یا همان سیزده بدر توضیح مختصری بدم که: طبق رسم و رسوم ما ایرونیها همه ساله سیزدهم فروردین ماه رو به تفریح و گردش در دامان طبیعت می رویم تا هم سلامی به طبیعت عرض کرده باشیم. ما هم همه ساله این روز رو از صبح تا عصر در طبیعت می گذرونیم.امروز هم همینطور. "من و بابا و شما به همرا باباحاجی و مامانجون،دایی و خاله فاطمه و نیکا جون" از صبح تا ساعت 16 در یکی از سبزه زارها حسابی خوش گذروندیم و شما هم کلی بازی کردی. از تاب بازی و دویدن به اینطرف و آن طرف تا کمک کردن در درست کردن ناهار، برای خوردن آش رشته سیزده بدر هم همگی رفتیم خونه "عمواحمد کنار عموها و آقاجون و مامان مرضی، م...
14 فروردين 1393

سفر نوروزی93؛اصفهان

سلام به قشنگترین دختر دنیا؛ محدثه شیرین زبون، گفتم شیرین زبون چون این روزها حرفهای قشنگ قشنگ و شیرینی می زنی که هر کدومش با کلی ذوق و شوق از سوی ما همراهه. با شیرین زبونی آغاز کردم چون توی سفری که به اصفهان داشتیم این شیرین زبونی بیشتر شد و به قول معروف "اصفهان یه جورایی به شما ساخته" قصه سفر: من و باباجون و شما روز 93/01/09 صبح ساعت 10 حرکت کردیم و تا ساعت 16 عصر هم رسیدیم به مقصد یعنی اصفهان. البته از اونجایی که شما خیلی عاشق سوهان هستی تو راه قم هم توقف داشتیم. اقامت دو شبه ما در اصفهان هرچند کوتاه بود ولی خیلی خوش گذشت. کالسکه سواری، دیدن سی و سه پل، پل خواجو،(هر چند که زاینده رودی در کار نبود)منار جنبان...
12 فروردين 1393

21 ماهگی و نوروز 93

یکسال دیگه هم با حضور و وجود تو در کلبه پر از عشق و محبت زندگی من و بابایی سپری شد، امسال دومین نوروزی هست که در کنار ما هستی. آرزویمان برای تو و همه کوچولوهای دوست داشتنی مثل شما این است: «در دلت همیشه شادی،روی لبانت همیشه خنده و همیشه شاد و سالم سلامت» دخترک عزیز دوست داشتنی من با تمام وجود عید نوروز را به تو تبریک میگم. دختر گلم بیست و یکمین ماه از زندگی زیبایت هم مبارک. .: محدثه جون تا این لحظه ،  1 سال و 9 ماه و 2 روز و 8 ساعت و 34 دقیقه و 9 ثانیه  سن دارد :. ...
29 اسفند 1392

20ماهگیت مبارک عشق مامان و بابا

محدثه جونم سلام اولش یه معذرت خواهی کنم بخاطر اینکه این مطلبت یکم دیر شد چون درگیر اسباب کشی بودیم. دخترک عزیزم حالا دیگه 20 ماهه شدی و حسابی شیرین زبون. تو حرف زدن خیلی پیشرفت کردی تقریبا نسبت به هم سنای خودت خیلی خوب و صحیح صحبت می کنی  هر کلمه ای رو بگم سریع تکرار می کنی و خیلی خوشگل حرف میزنی و من عاشق حرف زدنتم . رقصيدنت هم خيلي پيشرفت كرده و رقص پا و دست و كمر و ترکیب همه اینا رو هم خیلی خوشگل انجام میدی.همش بهم میگی مامانو آهینگ (آهنگ)بذار. دختر کوچولوی من حسابی داره بزرگ میشه وتند تند پیشرفت میکنه اونقدر که من خیلی هاشو یادم میره اینجا براش ثبت کنم و بنویسم. حتی دیگه فرشته خوشگل ، به تنهایی غذا می...
4 اسفند 1392

چ کیفی میده برف بازی

دخترک ماه ما؛ روزهای زمستانی رو سپری می کنیم که البته خیلی حال و هوای زمستانی نداشت، اما از اونجایی که خداوند بزرگ بچه کوچولوهایی مثل شمارو خیلی خیلی دوست داره به آسمون بزرگش دستور داد که از اون برف خوشگلها بریزه روی زمین و همه ما خوشحال و شادان بشیم. صبح که از خواب بیدارشدیم و بیرون و نگاه کردیم دیدم وای زمین سفیدپوش شده و همه جا پر از برف. لباسهامونو پوشیدیم و رفتیم برف بازی نه یه ذره یه عالمه برف بازی کردیم. حالا عکس زیبای شما در ی روز برفی   (خدایا شکررررررررررت)   روزهایت همیشه مثل برف سفید و درخشان و هوای دلت به گرمای کنار بخاری ...
22 بهمن 1392

19 ماهگیت مبارک

سلام محدثه نازنینم؛ باید سر به سجده بگذارم که خدا منت به سرم گذاشته و دخترم به این سن رسیده.سالم وسرحال....شاد و خوشحال.....روزها رو میشمرم  و بزرگ شدن گل خوشبوی خودم رو جلوی چشمهام میبینم.....لحظه شماری میکنم برای حرف زدنت که حالا بیشتر و قشنگتر شده و تقریبا می تونی جمله هم بگی مثلا"محمود (بابا) بیا بازی" یا "مامانو (مامان) بپوش بریم دَدَ" ...برای دویدنت ...برای قد کشیدنت.....برای شیطونی هات. عزیزم ۱۹ ماهگیت مبارک.  و به مناسبت 19 ماهه شدنت یه شهر بازی و یه شام  خوشمزه نوش جونت گلم البته تا غذای اصلی رو آوردن ما اینقدر گرسنه مون بود حال عکس گرفتن نداشتیم ...
4 بهمن 1392

واکسن هجده ماهگی و این روزها...؛

سلام خدمت دختر عزیز و مهربان؛ محدثه کمی دیر شد ببخشید آخه مامانی درگیر امتحاناتم هستم. از شب قبل واکسن اضطراب شدیدی داشتیم و دعا می کردیم که واکسن برای تو دردی نداشته باشه. صبح روز 92/10/03 که برای واکسن خواستیم بریم، خیلی خوشحال بودی و فکر کردی داریم می ریم "ددر" وقتی من و شما به همراه مامانجون رسیدیم "خانه بهداشت" اونجا ک گریه بچه هارو دیدی تازه فهمیدی چ خبره. تو بغل مامانجون خودتو سفت و محکم گرفتی و شروع کردی به بهونه گرفتن آخه به قول معروف این واکسن ی "شاه واکسنه" ،خلاصه به هر زحمتی بود دست و پاهاتو گرفتیم و واکسن زدی با وجود اینکه تمام دلم آتش گرفته بود ولی خب دختر گلم این یکی از نیازهای ضروری بود و باید انجام می شد. او...
12 دی 1392

دومین شب یلدای دخترم

دومین یلدا محدثه عزیزم  عروسک قشنگم دومین شب یلدا وزمستان هم در کنارت آمد و چه لذت بخش است گرمای حضورت در این هوای سرد ودر این شب طولانی. دخترکم امسال شب یلدا به خونه ی باباحاجی و مامان جون رفتیم که دایی مهدی و خاله فاطمه و نیکا جونی وعمو ولی...و زن عمو هم اونجا بودن خیلی خوش گذشت. قربون دختر قشنگم     اینم عکس شما با نیکا جونی که اولین یلداش بود    لبخند شیرینت .......برق نگاهت ...............شور شیطنتهایت در زندگیمان جاریست هر لحظه اش تازه تر از پیش.   عاشقانه دوستت داریم امید زندگی.....................هزاران بار شکرت.  دومین یلدا زیبایت مبارک باد ای شیرین تر از...
2 دی 1392