محدثه جونمحدثه جون، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 17 روز سن داره

محدثه؛فرشته کوچولوی ما

این روزها...

محدثه عزیزم؛ این روزها بسیار لحظه های خوب و پرانرژی برای ماست و البته کمی دلشوره... لحظه شماری میکنیم کنار هم برای به دنیا آمدن داداش کوچولوی شما... انشاالله به سلامتی به دنیا بیاد. این عکس هم نشان دهنده روزشماری توسط شماست.   خواهر یعنی یک لبخند واقعی گوشه لب ؛برای همیشه خواهر یعنی: مهربون بودن خواهر یعنی: درد دل خوب گوش دادن خواهر یعنی: تو هر شرایطی کنارت بودن "برادرت محمدحسین البته از زبان مامانی"   ...
26 آذر 1396

دخترک بیحال من

دختر گلم محدثه جونی دوست نداشتم این مطلب و برات بنویسم اما چون اولین باری بود که سرم وصل کردی برات نوشتم و ایشالله اخرین بار باشه گل من. یه روز که از خواب بلند شدی و میخواستی به پیش دبستانی بری صبحش بهم گفتی دلم درد میکنه که بهت گفتم نرو ولی اصلا قبول نکردی خلاصه رفتی و امدی خونه دیدم زیاد حالت خوب نیست و تا بعدظهر دیگه حالت خیلی بد شد و رفتیم دکتر که اینقدر بیحال بودی بهت سرم داد همش با بیحالی میگفتی که نمیخوام بزنم اما وقتی زد صدات هم در نیامد الهی مادرت فدات شه که اینقدر صبور و مظلومی.خلاصه فرداش هم نزاشتم بری مدرسه تا حالت کامل خوب شد و بعد امام همش ناراحت بودی بخاطر مدرسه که نرفتی. قربونت بشم عزیزم که اینقدر بیحال...
1 آذر 1396

محرم 96

دختر عزیزم محدثه جونی امسال محرم شما دختر گلم بیشتر همه چیو درک میکردی و همش از من و بابا جون سوال از واقعه کربلا میپرسیدی و کنجکاویت خیلی بیشتر شده بود.امسال بخاطر وضیعت من کمتر تونستیم به چیذر بریم و بیشتر هیئت دم در خونمون میرفتیم که خیلی خوب بود. قبول باشه عزیز دلم ...
15 مهر 1396

جشن پیش دبستانی دخترم

دختر گلم محدثه جونی چهارشنبه 29 شهریور جشن شروع پیش دبستانی شما عشق مامان بود که با هم رفتیم.واای مامانی جون چقدر ذوق داشتی از شب قبلش اصلا خوابت نمیرفت همش در مورد جشن با من صحبت میکردی بابا جونی صبح که میخواست بره سرکار برای شما یه نون تازه گرفت برای صبحونه و رفت سرکار.من وقتی صدات کردم با یه صدا سریع بلند شدی و کلی خوشحال و سرحال در جا بلند شدی که بریم.امیدوارم تا آخرش همینطور ذوق داشته باشی ایشالله همیشه موفق باشی گل مامان ...
31 شهريور 1396

خرید لوازم والتحریر پیش دبستانی دخترم

دختر عزیزم محدثه جونی باورم نمیشه که اینقدر بزرگ شدی و میخوای به پیش دبستانی بری.خیلی خوشحالم و خدارو شکر میکنم که دخترکم بزرگ و خانم شده و برای خودش میخواد به پیش دبستانی بره.برای خرید لوازم تحریر که میخواستیم بریم خیلی ذوق داشتی و کلی برای خودت خرید کردی من و بابا جون که از شما بیشتر ذوق داشتیم و هر چی خواستی برات خریدیم.دختر نازم امیدوارم همیشه موفق باشی و به آرزوهای قشنگت برسی. اینم چند تا عکس از روز خرید ...
27 شهريور 1396

دختر پرسپولیسی

دختر گلم محدثه جونی از وقتی که دیگه بزرگتر شدی و فوتبال و پرسپولیس و شناختی بابا جون آرزوش بود که شما رو به استادیوم ببره و بازی و از نزدیک ببینی اما شما همش میگفتی که نمیام و بابا جون هر کاری میکرد راضی نمیشدی. تا این که بالاخره بعد این همه تلاش با ترفندی موفق شد شما رو ببره.روزی که پرسپولیس بازی داشت شب شام قرار گذاشتیم بریم خونه همکار بابا جون که از اونجا شما و بابا جون به همراه دوست باباجون و بچه هاش برید.باباجون به شما نگفت که میخوایم به استادیوم بریم ولی شما تو راه متوجه شدیو به باباجون گفتی اگه بد بود سریع برگردید که وقتی رفتی خیلی خوشت امده بود و کلی کیف کردی.و بابا جون و به این آرزوش رسوندی.     &nb...
31 مرداد 1396

روز دختر

دختر عزیزم محدثه جونی امروز روز ولادت حضرت معصومه(س)و روز دختر بود.به همین مناسبت بابا جونی یه کیک خوشگل برای شما و نیکا جونی گرفت و این روز و برای شما دخترای خوشگل خونه مامان جونی جشن گرفتیم   عشق های من روزتون مبارک ...
4 مرداد 1396

قم و جمکران

دختر عزیزم محدثه جونی نزدیک ولادت حضرت معصومه(س)با همکار باباجونی به حرم حضرت معصومه(س) و جمکران به زیارت رفتیم که خیلی خوب بود و کلی خوش گذشت. زیارتت قبول دختر گلم اینم عکس شما با پسر همکار بابا جون ...
31 تير 1396

سفر نامه مشهد 13

دختر گلم محدثه جونی باز هم لطف و کرامت امام رضا شامل حال ما شد و ما رو طلبید به حرم قشنگش.بابا جون از طرف اداره باید به ماموریت میرفت با خانواده که رفتیم و مامان جون هم همراه ما امد خیلی خیلی سفر خوبی بود و پنج روزی بودیم  که کلی خوش گذشت.مخصوصا اینکه ایندفعه یه فرقی میکرد که یه نی نی تو راهی داشتیم که شما خیلی ذوق میکردی و همش مواظب من بودی عشقم.خداروشکر که اینقدر منتظر نی نی هستی و همش تو حرم براش دعا میکردی. السلام علیک یا علی بن موسی الرضا بفرمایید ادامه مطلب ... اینجا شروع سفرمونه تو فرودگاه داخل هواپیما هم رفت و هم برگشت فقط این هدفون تو گوشت بود و آهنگ گوش میکردی اینم چند تا...
19 تير 1396